مصلوب

من خطاب به مردمان فریاد زدم : " می خواهم مصلوب بشوم !! " 

آنها گفتند : چرا خون تو به گردن ما بیفتد ؟ 

پاسخ دادم : پس چگونه می خواهید مشعوف شوید ، جز با مصلوب کردن دیوانه ؟ 

آنها پذیرفتند ومن مصلوب شدم . 

. مصلوب شدن مرا آرام کرد  

هنگامی که میان زمین و آسمان آویزان بودم ، سرشان را بلند می کردند تا مرا ببینند. 

مشعوف هم شدند ، زیرا پیش از آن هرگز سرشان را بلند نکرده بودنداما هنگامی که 

 ایستاده بودند و مرا تماشا می کردند ، یکی فریاد زد :  

" تو می خواهی چه چیزی را جبران کنی ؟ " 

دیگری فریاد زد : 

" تو خود را برای از پیش بردن ِ چه امری مصلوب کرده ای ؟ " 

و شخص سومی گفت : 

" تو خیال می کنی با پرداختن این بها ، به افتخار ِ جهانی می رسی ؟ " 

آنگاه شخص چهارمی گفت : 

" ببینید چگونه لبخند می زند ! آیا چنین دردی بخشودنی است ؟ " 

من به همه پاسخ دادم و گفتم : 

فقط به یاد داشته باشید که من لبخند زدم . من چیزی را جبران یا قربانی نمی کنم . 

افتخاری هم نمی خواهم ؛ بخشایشی هم ندارم ؛ من تشنه بودم ، و از شما 

خواستم خونم را به من بدهید تا بنوشم ، زیرا تشنگی انسان ِ دیوانه را به جز 

خونش چه چیز فرو می نشاند ؟ 

من لال بودم و از شما به جای دهان ، زخم خواستم . 

من در روزها و شبهای شما زندانی بودم و دری می جستم به روزها و شبهای 

بزرگ تری ... 

اکنون من می روم ، مانند کسانی که پیش از من مصلوب شدند و رفتند . 

خیال نکنید که ما از مصلوب شدن خسته می شویم . زیرا که ما باید به 

دست ِ مردمان بیشتر و بیشتری مصلوب شویم ، در میان زمین های بزرگ تر 

و آسمان های بزرگ تری...

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
اسمان نیلی

چقدر زیبا بود . رفتم به فضای مصلوب شدن مسیح . انجا که مسیح را قربانی خطای ادم کردند. گفتند مسیح پسر خدا ست و خون خدا باید تاوان دوری ما از بهشتی را بدهد که خطایش را ادم کرد. مرا مصلوب کنید تا شما مشعوف شوید .

shamsa

سلام از وبلاگت خوشم اومد.جالب بود بهت تبریک میگم به وبلاگ منم سری بزن عکس های خونگی رو زیبا می کنیم هم فون لایه باز رایگان داریم هم خودم با هزینه ای کم عکس هاتونو زیبا میکنم www.beautyphoto.persianblog.ir