اگر همراه با چشم، ذهنم را باز می کردم...

قضاوت

 

چند روزی است یک درگیری ذهنی دارم...
مسئله ای که وجود دارد این است که جامعه و اطرافیان در خودشناسی ما و تصویری که از خودمان پیدا می کنیم، تاثیر زیادی می گذارند. این مرا یاد نظریه «خود ِ آیینه سان» از کولی می اندازد. اینکه جامعه دقیقا مثل آیینه عمل می کند. جامعه به من می گوید کوتاهم یا بلند، با هوشم یا متوسط، مذهبی ام یا غیرمذهبی.
این یک بعد از داستان است.
و حالا اینکه فرد چگونه می تواند درونیاتش را بدون تعامل با جامعه به آنها بشناساند، بخش دیگری از مسئله است.
یعنی اینکه تو فرد معلولی را ببینی، و با نگاهت به او این تصور را از خودش، تزریق کنی که تو ناتوانی، این یعنی نمی توانی درس بخوانی، دانشگاه بروی، همسر بشوی و یا مادر. بله تو، با یک نگاه!
ما آدم ها در برابر تصویرهایی که به هم می دهیم مسئولیم. مسئول نگاه هایمان هستیم. مسئول حرف هایی که بر طبق شناخت های نداشته می زنیم، بر طبق تعامل هایی که عمق نداشته اند.
اینچنین به نظر می رسد که مبنای این قضاوت ها، نداشتن ایمان واقعی و اعتماد به خداوند است. یادمان رفته که وقتی او بخواهد، می شود. 
این وسط من ِ بنده، که از پس ِ پرده بی خبرم، کاش قضاوت نکنم ...
.
از اینجا دوستم مونا را بخوانید که او هم در این باره نوشته.
/ 9 نظر / 16 بازدید
فیس نوا

با سلام.... مطالب وبلاگت را خوندم مطالب زیبایی داری خوشحال می شم به شبکه اجتماعی من بیای و مطالبت را اونجا بزاری منتظرتم...

فیس نوا

با سلام.... مطالب وبلاگت را خوندم مطالب زیبایی داری خوشحال می شم به شبکه اجتماعی من بیای و مطالبت را اونجا بزاری منتظرتم...

فیس نوا

با سلام.... مطالب وبلاگت را خوندم مطالب زیبایی داری خوشحال می شم به شبکه اجتماعی من بیای و مطالبت را اونجا بزاری منتظرتم...

نیلوفر

وبتون بيسته خيلي از سايتتون خوشم اومد

نیلوفر

وبتون بيسته خيلي از سايتتون خوشم اومد

مینا

سلام حوری عزیر موضوعی که مطرح کردی و قبول دارم ادمیزاد حتی مسول نوع نگاهشه اما هرکسی برای کمال مسیر خاص خودش و طی می کنه با فراز و فرود ها و پستی بلندی هاش حالت چطوره دختر خوبی سرت گرمه کار شده کمتر میای وبلاگت راستی کجایی کاشون ایا؟؟؟؟