سی و یک سالگی

دیروز برادرزادهء دو ساله ام، پنج ساعتی را اینجا بود، بی وقفه می دوید و بازی می کرد، وقتی می نشستم، پا به زمین می کوبید که: عمه بیا... فارغ از هیاهوی جهان، شادِ شاد.
شاید تنها شاخص پیشرفت در ذهنش این است که این روزها فهمیده جای پوست شکلات، سطل کنار اتاق است. حس رقابت و فکر مقایسه کردن خودش با دیگران نیست، مگر ما بزرگترها باعثش بشویم... حسرت گذشته و نگرانیِ آینده را ندارد.
اگر دغدغه مردها این است که بند کفششان را محکمتر از بقیه ببندند یا زنها می خواهند بند کفششان قشنگتر از دوستانشان باشد، بچه ها صرفِ اینکه بتوانند بند را خودشان ببندند یعنی موفق شده اند!  طمع ندارند برای به دست آوردن بیشتر، و انگار که تنها دغدغه زندگی شان، شاد زندگی کردن و داشتن حال خوب است.
اگر ماها، تلاش، پشتکار، بی دلیل شاد بودن را  از #تولد می کشاندیم تا بزرگسالی، و برای همیشه نگهش می داشتیم، کلید طلایی موفقیت هدیه زندگی می شد برای ما. «هر که دارد، مبارکش باشد!»
پ.ن: انگار رسم و سنت در شبکه های اجتماعی اینچنین است که آدم واجب است حداقل روز #تولدش پستی بگذارد! این هم پست #تولدیِ من!
/ 0 نظر / 14 بازدید