وعده

                     

می خواهم که برای دقایقی دست خدا را بگیرم و بیاورم این پایین. کنار خودم. همه سوالهایم را بپرسم تک تک. حکمت کارهایش را بپرسم. او هم لبخند بزند توی صورتم و نگاهم کند و با مهربانی جواب بدهد. دستش را بکشد روی قلبم و بگوید حالا فهمیدی چی به چی است؟!  پس آرام باش و زندگی کن...
خب حق بده وقتی نمی دانم و نمی فهمم، بی قراری کنم. من بنده ام و فهمم ضعیف. انصاف نیست...
حالا لطفا بگو قرارمان چه روزی و چه ساعتی...

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برگ و باران

یاد این غزل حافظ شیرازی افتادم: گر می فروش حاجت رندان روا کند / ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند ساقی به جام عدل بده باده تا گدا / غیرت نیاورد که جهان پربلا کند حقا کز این غمان برسد مژده امان / گر سالکی به عهد امانت وفا کند گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم / نسبت مکن به غیر که این‌ها خدا کند در کارخانه‌ای که ره عقل و فضل نیست / فهم ضعیف رای فضولی چرا کند ما را که درد عشق و بلای خمار کشت / یا وصل دوست یا می صافی دوا کند جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت / عیسی دمی کجاست که احیای ما کند

مهمان شب

اگر میدانستیم و آرام بودیم که هنری نبود! صفحه اول قرآنش برایمان فرستاده که ...الذین یؤمنون «بالغیب»... هنر و فضیلت ایمان، به همین است که میدانیم در پس پرده غیب، حکمتهایی نهفته، و گرچه برای ما غیب است و عیان نیست، اما باور داریم و به آن آرام و خشنودیم. خدا به دلهای همه بندگان با اخلاص و پاکدلش، طعم شیرین ایمان و آرامش به آن را عطا فرماید انشاءالله

....

زندگي باور مي‌خواهد آن هم از جنس اميد كه اگر سختي راه به تو يك سيلي زد يك اميدقلبي به تو گويد كه خدا هست هنوز ...

زندگي باور مي‌خواهد آن هم از جنس اميد كه اگر سختي راه به تو يك سيلي زد يك اميدقلبي به تو گويد كه خدا هست هنوز ...

سارابانو

بابت فوت حاج آقا واقعا متاسفم.. من هم باورم نمیشد.. بابت اون قضیه بیماری ات.. کاملا می فهمم چی میگی.. چون خودم این جریانات رو خیلی تو خوابگاه تجربه کردم... قرار ملاقات با خدا هم روزی 5 نوبت می تونه باهاش ملاقات داشته باشی

لیلون

ببخشید با کامنت قبلیم فضای فرهنگی وبلاگ تو کثیف کردم! سخت نگیر خانم دکتر بعد از این [مغرور]

مرضیه

ماباهیچ خدایی قرارنمی ذاریم.فقط باخودم قرارمیذارم که این نیزبگذرد

سمیه

آزمون چطور بود؟ خوب دادی؟ چرا تهران نیومدی؟

سمیه

خوندم ایمیلتو. فدای تو بشم. فدای دلت بشم عزیزم. نکن با خودت اینطوری. جوابتو میفرستم به زودی. ...بهار ... و این همه دلتنگی؟!! نه شاید فرشته ای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد...

آب تنی

حق بده که شکایت کنم و غر بزنم اصلا میدانی خسته شدن چیست؟ قبول که آدم خوبی نیستم ، ولی...