دخترم که دوسال بخت می پروراند، پنجشنبه به خانه بخت می رود!

کارم زیاد پیچ خورد طی انجام و نوشتن پایان نامه. چندین مورد از نقاط عطف زندگی ام در این مدت شکل گرفتند. تجربه هایی که یک ریزه اش برای از پا درآوردنم کافی بود... ولی خدا را شکر که گذشتند و همچنان می گذرند...
تا همین دم آخر، استادها به هیچ عنوان سر یک ساعت و یک روز توافق نداشتند، همین شد که پنجشنبه درهای بسته دانشگاه باز خواهد شد تا جلسه برگزار شود!
موضوع، تحلیل گفتمان هیئت های عزاداری است و این همه امروز و فردا شدنش، شاید حکمتی داشت تا دفاع، مقارن بشود با ماه محرم و کاملا مناسبتی باشد.
طبیعتاً بشدت استرس دارم و نگرانم. آنقدر که دیروز فشارم رفت روی هشت و پزشک و باقی قضایا... 
ممنون می شوم اگر دعایم کنید...

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

نکته کلیدی: هیچ کس به اندازه شما از تزتون اطلاع نداره. با آرزوی موفقیت در جلسه دفاع!

فاطی

دعای اینترنتی قبوله ؟ الهی کارت درست شه که درست هم هست

ثریا

پیشاپیش تبریک می گم. از پنجشنبه فوق لیسانسی و موج پیشنهادات کاری سمتت پرتاب می شه. به قول زهره ممّدی: خوششششششش به حالت!!![خنده]

سمی

به حرفه ثریا اصلا گوش نده...حسودیش میشه....اتفاقا کارهم زود پیدا میکنی...بگو ثری از خاب بلندشو چشمتو بازکن و درست صحبت کن راجبه کار توی این مملکت...اه اه هی باید بگی.بوس همه ی دوستای خابگاه سال 89تا 91

مونا

چه موضوع جالبی[لبخند]خدا قوت خانم

مطهره

دیر رسیدم انگار... ولی تبریک میگم بهت حوریه جون. من همیشه برات آرزوی موفقیت های روز افزون , سلامتی و خوشبختی دارم. کاش میشد منم تو جلسه دفاعت باشم.... به دکترا فکر نمیکنی؟؟ متوقف نشو.

رقیه

سلام حوری جون چند وقته سر نزده بودم وبلاگت چه پرکار شدی!!! عزیزم ببخش نشد پاتختی عروس خانوم شرکت کنم.ایشالا ک دفاع خوبی کردی؟الهی ک همیشه موفق باشی.

میرزایی

به به اینجارو ببین حوری خانم چقدر پست گذاشته ماندیدیم به به چه قالب قشنگی قالب نو مبارک دفاع پایانامه مبارک سلام حوری جان خسته این همه مشغله نباشی عزیزم همه پستارو با شوق خوندم چقدر دوست داشتم ملایر بودی یه روز کامل سروش و می ذاشتم بغل منم میرفتم زیر بارون قدم میزدم