برای نوشتنم، موضوعاتی همزمان به ذهنم رسید و پرورششان دادم تا بنویسم، ولی قبل از مکتوب کردنشان به پیامدهایش فکر کردم، اینکه مبادا دوستانی که مخاطبینم هستند برنجند یا آزرده خاطر شوند...
همیشه گرفتار همین سانسورها و "نباید بگویی" ها هستیم. گاه از سوی حکومت، گاه جامعه و گاه هم خودمان.
برایم همیشه سخت و سنگین بوده که بالهایم را از زیر زنجیرهایی که اسیرم می کنند بیرون بکشم و آزادانه پرواز کنم...
و گهگاه هم که کمی رها می شوی، روزها طول می کشد تا قدم بزنی و تازه یادت بیفتد که پرواز هم لذتی دارد...



تاريخ : ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : اول شخص مفرد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.