بودن در غربت، در کنار حجم سنگین دلتنگی ها و انتظار برای رسیدن روزهای تعطیل، وسیع ات می کند. به تو می آموزد که آنقدر کوچک و حقیر نباشی که چشمت منتظر افتادن شماره ای یا رسیدن پیامکی باشد، می آموزی که مستقل باشی و در تنهایی ات به بی نهایتی برسی...
تازه انگار یاد خودت می افتی و تلاش برای پرورش روحت. از گام های کوتاه و سطحی می آغازی مثل سرمشق های کودکی ات، می نویسی و خط می زنی خودت را، تا برسی به الفبای چگونه زیستن؛ و  چگونه تنها زیستن...



تاريخ : ٩ بهمن ۱۳۸٩ | ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : اول شخص مفرد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.