قانونی وجود ندارد برای رفتار و برخوردت با آدم ها. پیچیده اند و غیرقابل پیش بینی.
همیشه برای هر رفتاری، هر چقدر هم عجیب، باید آماده بود. نگاهت نهراسد از دیدن اخم هایی که مدت ها لبخند بوده اند و لبخندهایی که تا دیروز اخم. آدم ها را همین طور که هستند بپذیر!
اما زندگی کردن قانون دارد! گذشت، امیدواری، تلاش، توکل، خوش بینی و در لحظه زندگی کردن!
ورزش صبحگاهی و بازی شبانگاهی ام همین است که دیوارهای ذهن و قلبم را فشار دهم که تنگ نشود و جا باز شود برای پرورش این قوانین.
تمرین این طور بودن و تثبیت همیشگی اش زیباست...



تاريخ : ٦ دی ۱۳۸٩ | ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : اول شخص مفرد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.