هنوز هم یاد نگرفته ایم سکوت کنیم وقت هایی که باید.
نیاموخته ایم ذره ذره آب شویم و دریا؛ و رها باشیم.
نمی دانیم که هر چه فریاد دلمان بیشتر ، سکوتمان باید که سنگین تر...
این رسمش نیست که اینقدر بی قراریم. که اینقدر زود ظرف دلمان سر می رود.
که اینقدر کوچک ایم. کم ایم.
او هم آن بالا دلش می گیرد از این همه پریشانی و آشفتگی ؛ و از این همه «تعلق».
 
 



تاريخ : ۱٠ اسفند ۱۳۸٧ | ٧:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : اول شخص مفرد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.