گوشهایم را تیز می کنم و چندبار می گویم نــــــــه راضیه! اشتباه می کنی!!
می گوید باور نداری برو سرچ کن.... مات می مانم روی صفحه مونیتور! 
متاسفانه حقیقت دارد. همکلاسی من، آن فرد بی اخلاقی بوده که در فرودگاه، کفش به رئیس جمهور پرتاب کرده.
همیشه ناآرام بود. کلاسها را یکی در میان می آمد. آشفته بود. ظاهرش نامرتب بود. با تک تک اساتید عکس انداختیم، اما هربار میزد بیرون و گم می شد...
اصلا انگار این بچه یک چیزیش می شد همیشه.
می گذاشتیم به حساب مشغله اش و اینکه هم حوزه می رود و هم دانشگاه. اما انگار جاهای دیگر هم می رفته...!
اما از حق نگذریم، دانشجوی فعال و بامطالعه ای بود و از لحاظ نظری، قوی. بهش نمی آمد یک عملگرای افراطی باشد.
متاسفم!
خداوند مملکت ما را از شر افراطی گری و تندروی حفظ کند و امثال این آقا را هدایت. 


تاريخ : ۸ مهر ۱۳٩٢ | ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : اول شخص مفرد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.