عینک قاب بنفشم را دوست نداشتم، چون بهانـــۀ خریدنش اذیتم می کرد.
دیروز اما از عصر تا آخر شب روی چشمم بود! با روسری بنفش و روبان بنفش حلقه شده دور انگشتم...
حالا دیگر دوستش دارم!
خوشحالم که خندۀ از ته دل مردم را دیدم. شادی و شورشان را، بی ترس؛ بی واهمه...
و بار دیگر چشیدم طعم معنای ِ آیه های قرآن را، که خداوند تغییر نمی دهد سرنوشت قومی را، مگر اینکه آنها خود تغییر کنند؛ و یا : وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِین...
شکر که تو هستی و همیشه میشنوی صدای مظلوم را، هر چند که باشند کسانی که خفه اش کنند و اجازه فریاد ندهند...
برای همه چیز ممنون!  

پیروز عقلانیت، اعتدال و اخلاق مبارک باشد...
 
 


تاريخ : ٢٦ خرداد ۱۳٩٢ | ٤:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : اول شخص مفرد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.