چندی است وقتهایی که خیلی شاد و خوشحالم و شاکر، یک هو یک اتفاق بدی می افتد. می دانم، شاید چیزی که به نظر من بد است یا بلا، حکمتی دارد و من رمز و رازش را نمی دانم، اما...
داستان چیز دیگری است. بعضی اطرافیانم می گویند چون همیشه می گویی و می خندی، چشم می خوری! خوشی هایت را برای کسی نگو!
اما مگر می شود؟!
شاد باشم و اخم کنم که مبادا چشم بخورم؟!
این رسم مسلمانی است که به بقیه از ناخوشی هایت بگویی و غمگین باشی تا مبادا چشم بخوری؟!
نمی توانم قبول کنم چنین چیزی را.
خیلی مایلم نظرات شما را هم بدانم...


تاريخ : ٢٠ بهمن ۱۳٩۳ | ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : اول شخص مفرد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.