می گویند که بهار آمده، و لطافت هوا و شور و شوق مردم شهر برای خانه تکانی و خرید، تایید می کند این خبری را که برای من امسال، انگار که شایعه ای باشد و خبری کذب!
هر سال با چه دقت و وسواسی ماهی های قرمزم را انتخاب می کردم و سفره هفت سین می چیدم و اما امسال برایم فرقی نمی کند که باشد یا نه.
برای من امسال عیدی وجود ندارد، وقتی ذهنم نمی پذیرد و تکانی به خودش نمی دهد و دلم مثل هر سال همان طور خالی مانده، چه عیدی؟!  عید را دل آدم ها تعریف می کند و ذهنشان.
نمی شود به هوای دید و بازدید و آهنگ شاد گوش دادن و فیلم سریال دیدن و یا رفتن به آغوش طبیعت، به زور، شادی و رنگ و بوی عید را چپاند توی وجود کسی، وقتی که هوای آن دل زمستانیست.
حس کشتی گیری را دارم، که داور سوت پایان را زده و دستش را محکم رو به زمین می گیرد، و دست برنده را بالا می برد، آن طرفی ها می خندند و شادند، بی آنکه چشمی بغض رقیب را ببیند و دستی نم اشک را از گونه هایش پاک کند.
 
سال نو را به همه آنهایی که سمفونی بهار روحشان را نوازش می دهد و جان و دلشان پر از نشاط و حال و هوای عید است تبریک می گویم...



تاريخ : ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ | ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : اول شخص مفرد | نظرات ()

تمام غم های عالم از دلت می رود، چشمت که به طلایی های گنبدش می افتد، چقدر حرف داشتم، چقدر فریاد، چه قدر بغض! که همه به یکباره اشک شدند و سکوت...
نگاه هایت آرامم کردند، فقط  نگاهت کردم و تو غم های دلم را خواندی و دست گذاشتی رویشان.
همان لحظه ها برایم ناب بودند و تکرار نشدنی. هنوز یک هفته هم نشده که باز برگشته ام به همان حالت گذشته. دلتنگی هایی که دوستشان ندارم و عبور ازشان برایم سخت شده برگشته اند.
دلم می خواهد مثل همیشه پرانرژی و محکم بدوم و ادامه بدهم، اما وقتی نفسی نمانده باشد چه سود؟ وقتی قدرتی نباشد برای زانوهایت، وقتی آبی نباشد برای رفع عطش و رفتن چه می شود کرد؟
پذیرفته ام؛ و این پذیرفتن معنایش تسلیم نیست، هنوز تسلیم نشده ام، فقط پذیرفته ام که بله همین است دیگر! و کاری از دست کسی برنمی آید. هر طور شده باید زندگی کرد، حتی شده با چنگ و دندان بکشانی زندگی را با خودت.
چاره چیست وقتی بادهای موافق برایت نمی وزند و آنوقت با این نفس های خسته به کندی می دمی با فوت های مکرر و دلخوش می شوی؟
به زور که نمی شود. با فریاد و فغان که نمی شود. فقط سکوت کن و نگاه، و بپذیر. تقدیر تو همین است.



تاريخ : ۱٧ اسفند ۱۳۸٩ | ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : اول شخص مفرد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.